يا علام الغيوب

ديشب اينجا بود، من و ندا دفترچه هامونو گذاشتيم جلوش تا برامون بنويسه... شعر اختصاصی! .. نوشت... اين مال منه.. مال ندا رو هم بخونيد.... يه رمزی داره، برای همين گفتم اختصاصی!!

 

ساده تر از روح نسترن

آفتاب را نگريستن

رفتار تو بود....

آرامتر از نسيم وزيدن

ساكت تر از باران باريدن

عشق تو بود به روح كوهستان......

يا

دستم را بگير و با خود ببر

يا

كلامي بگو.....

يگانه با خويشتن زيستن را بياموز

كنار پرچين هاي باران زدهء نسيم خوردهء كوهستان.

15/4/83

 

سه‌شنبه ۱٦ تیر ،۱۳۸۳ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات ()
تگ ها: