يا رب الشهر الحرام

و بهاري ديگر در راه است..... بهار عشق....... بهاز معرفت..... بهار قلب ها..... و ضيافت الله.... «روزهاي خوب خدا، شبهاي نيايش و زمزمه، لحظه هاي تسبيح و تقديس، نفس هايي كه بوي ملكوت مي دهند و جان هايي كه به ضيافت گرسنگي مي روند....

يك ماه تمرين زلال شدن... با خدا آشتي كردن... به سمت روشن تقوا كوچيدن.... و چه فرصت گرانبهايي! رمضان بهار قلب هاست... بهار قرآن.... فرصتي است تا در شط شفاف قرآن شناور شويم و چشم در چشم آيات به تامل بنشينيم و فاصله دل تا خدا را اندازه بگيريم....

رمضان فرصت ناب معرفت است.... هنگامه عبور از راهي كه يازده ماه بي عبور مانده است.. راهي كه راست به بهشت ختم مي شود.....

روزه ، يك ماه تمرين ستيز و پرهيز است و پايان اين مبارزه فشرده، فرو ريختن زنجيرهاي عادت و گسستن رشته هاي خود تنيده بر دست و پاي روح و انديشه است.....

روزه، شكستن بت هاي عادت است... و شگفتا كه معني افطار و فطر نيز شكستن است... آن گونه روزه بگيريم كه در پايان ماه بر شكسته و ويرانه خويش، بنايي شكوهمند و تازه برپا كنيم.....»

 اي كاش دلهاي ما هميشه با رمضان پيوند داشت! و تنها همين يك ماه، ماه پالايش دل نبود... اي كاش هميشه و هر ماه ، رمضان بود..........

سلام.......

حلول ماه مبارك رمضان رو به همه شما تبريك ميگم... انشاالله از بركات اين ماه عزيز بهره مند بشيد... روزهاي عزيزي در پيش داريم.... انشاالله به ياري خدا بيشتر از قبل در خودمون تدبر كنيم.... خودمون رو محك بزنيم.....و از اين فرصت به دست آمده حداكثر استفاده رو ببريم.......

من واقعا شرمنده همه شما هستم! اين مدت گرفتار بودم و نتونستم آپديت كنم.... واقعا شرمنده ام! علتش رو بعدا انشاالله ميگم!!!

سال پيش تو همچين ايامي... يعني تو ايام ماه پر فيض رمضان كار قشنگي انجام شد كه باعث و بانيش پرياي عزيز بود.... دوستاني كه سال پيش بودن حتما يادشونه.... ختم قرآن ...... اميدوارم امسال هم اين كار قشنگ انجام بشه.... اينطوري دلهاي ما هم بيشتر به هم نزديك ميشه.... پريا جان.... دست به كار شو!!‌

آسيمه سر رسيدي از غربت بيابان
دلخسته ديدمت از آوار خيس باران
وامانده در تبي گنگ ناگه به من رسيدي
من خود شكسته از خود در فصل نااميدي
در بركه دو چشمت نه گريه و نه خنده
گم كرده راه شب را سرگشته چون پرنده
من ره به خلوت عشق هرگز نبرده بودم
پيدا نمي شدي تو، شايد كه مرده بودم
من با تو خو گرفتم، از خنده ات شكفتم
چشم تو شاعرم بود تا اين ترانه گفتم
در خلوت سرايم يكباره پر كشيدي
آنگاه اي پرنده بار دگر پريدي......

التماس دعا

 

یکشنبه ٤ آبان ،۱۳۸٢ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات ()
تگ ها: