يا حبيب القلوب

 

سلام......

 

امروز روز جهاني كودك نامگذاري شده.... هميشه دلم براي كودكي هام تنگ ميشه.... هميشه احساس مي كنم هرچه بزرگتر ميشم و از كودكي فاصله مي گيرم يه چيزهايي رو از دست ميدم.... هرچند كه خيلي چيزها به دست ميارم.... اما.... دلم لك زده براي اون پاكي و صداقت كودكي.... گاهي دلم ميخواد برگردم به اون وقتها... برگردم به حال و هواي كودكي...... ”كودكي به معناي كوچكي نيست....“ ميشه كودك بود اما بزرگ......

 

مي شود برگشت

مي شود برگشت و در خود جستجويي داشت

در كجا يك كودك ده ساله در دلواپسي گم شد؟

در كجا دست من و سيمان گره خوردند؟

مي شود برگشت

تا دبستان راه كوتاهي ست

مي شود از رد باران رفت...

مي شود با سادگي آميخت.....

مي شود كوچكتر از اينجا و اكنون شد

مي شود كيفي فراهم كرد

دفتري را مي شود پر كرد از آيينه و خورشيد

در كتابي مي شود روييدن خود را تماشا كرد

من بهار ديگري را دوست مي دارم.........

 

جاي من خالي ست

جاي من در ميز سوم، در كنار پنجره خالي ست

جاي من در درس نقاشي

جاي من در جمع كوكبها

جاي من در چشمهاي دختر خورشيد

جاي من در لحظه هاي ناب

جاي من در نمره هاي بيست

جاي من در زندگي خالي ست.....

 

مي شود برگشت

اشتياق چشمهايم را تماشا كن

مي شود در سردي سرشاخه هاي باغ

جشن رويش را بيفروزيم......

 

..........

واقعا ميشه برگشت.... چقدر خوبه اگه گاه گاهي سري به خودمون بزنيم....

 

براي ديدن خوبي

براي خوب شدن

براي خيمه زدن در نگاه يك كودك

هنوز فرصت  هست.....

 

بله هنوز فرصت هست.. كاش اين فرصتها رو دريابيم.......... اين روز قشنگ رو به همه شما، به همه كساني كه هنوز گاهي دلشون براي كودكي هاشون تنگ ميشه تبريك ميگم... به همه اونهايي كه صداي خنده هاي شاد يك كودك براشون بهترين هديه است..... همه اونهايي كه هنوز لطافت و پاكي كودكي رو حفظ كردن و.... تبريك ميگم......

شاد باشيد................

 

 

يه مطلبی رو هم عرض کنم در مورد متن پايين... من اين متن رو از کتابی به نام «حرمان هور» نوشتم که دست نوشته های شهيد بزرگوار احمدرضا احدی در اين کتاب جمع آوری شده.... از خوندنش ضرر نمی کنيد......

چهارشنبه ۱٦ مهر ،۱۳۸٢ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات ()
تگ ها: