یا خالق النور

 

 

 

این دلپذیرترین لبخندی بود که سیمای پیامبر را شکفته تر ساخته بود. پیامبر چشم در چشم دختری که خدایش «کوثر» نامیده بود می خندید و گرمای بوسه هایش را بر دستهای کوچک و پیشانی سپیدش می بخشید...

فاطمه حادثه ای نبود، عصاره رحمت پروردگار، خلاصه عنایت محبوب و والاترین سرمایه هستی بود که اینک در آغوش پدر لبخند می زد و قلب پاک یامبر را از آرامش و شوق و شادی لبریز می ساخت..

فاطمه تنها یک دختر نبود که همسری بزرگ برای علی (ع) ، مادری حسین آفرین و زینب ساز و یاور و تکیه گاهی مطمئن برای رنجهای پیامبر در سالهای کوتاه زیستن بود...

فاطمه هنوز مثل مزارش ناشناخته است. گلگشت در باغ اندیشه بی مرزش و جستجو در بیکرانهء روح زلال و آسمانی اش، گلهای ناپژمردنی معرفت را به ما می بخشد و تشنگی و عطش قلب هایمان را جوابی شفاف و روشن خواهد داد...

ما همیشه و همه جا به فاطمه محتاجیم و شناخت او، تامل در سخنانش و مرور زندگی کوتاه آسمانی اش، دامن دلهایمان را به آسمان پیوند خواهد داد و آینه ای پیش رویمان خواهد نهاد تا خدا را، خود را و خلقت را بهتر و عمیق تر به تماشا بنشینیم...

 

دکتر محمدرضا سنگری

 

سه‌شنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸٢ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات ()
تگ ها: