يا ارحم الراحمين




•خدايا!
چه لذت بخش است گذر نسيم ياد تو بر دلها و چه زيباست پرواز پرنده خاطر تو بر قلبها و چه شيرين است پيمودن انديشه در جاده غيب ها به سوي تو...
خداي من! محبوب من! چه خوش است طعم عشق تو
چه شوق آفرين است نگاه عاشقانه تو
چه تكان دهنده است توجه مهرآميز تو
چه لذت بخش است گرماي دست نوازش تو..
محبوبم!
نه تنها از خويشم مران كه در كنارم گير و دامنت را پناه جاودانه من ساز




•اي دل كه عزم ديار يار داري
قصد حجاز و كعبهء ديدار داري
شوق شهود حضرت دلدار داري
اول ز دل نقش سوي الله پاك گردان


خواب است يا بيداري؟ هرچه هست شيرين است... بار سفر را بسته ام! سفر عشق... سفر نور... شوق پرواز دارم.... چه لحظه پرشكوهي است آن لحظه كه چشم بگشايم و خانه ات را ببينم.... چه لحظه ايست....


آنقدر در مي زنم اين خانه را
تا ببينم روي صاحبخــانه را !

پروردگارا! چشم دلم را بگشا، مدهوشم كن با يك نگاه...... خدايا! معرفتم را بيشتر كن... حالا كه دعوت كرده اي دستم را بگير.... دركم را افزون كن.... سينه ام را بگشا، دلم را، چشمانم را... كه تنها تو را دارم و تنها تو را مي خواهم.... مي آيم كه دعوتت را لبيك بگويم.... لبيك اللهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك، ان الحمد و النعمه لك و الملك، لا شريك لك لبيك.......احرام عشق مي بندم، هجرت مي كنم از خويشتني كه از من نيست ، به خويشتن خويش.... دلم را از هرچه غير تو پاك مي كنم كه همه تويي و تو همه اي...
خدايا! حالا كه مرا خوانده اي، حالا كه دعوتم كرده اي، كمكم كن، دستم را بگير تا بتوانم... دستم را بگير تا نيتم را فقط به خاطر تو و با عشق تو از هرچه بدي و كثيفي پاك گردانم... خدايا... اين سفر را سرآغازي ديگر براي من قرار بده... تولدي دوباره... كمكم كه خودم را از نو بسازم آنطور كه بايد باشم..... ، دلم را، روحم را.. پاك كن و بپذيرم... خداوندا، به تو پناه مي برم از شر شيطان رجيم!


الهـــــــــــي آمدم ردم مكن
آتشينم كرده اي سردم مكن


• «اگر بنده من مي دانست كه چه اندازه به سوي او مشتاقم هر آينه از شوق جان مي داد....»


دلت را خانه ما كن مصـــــــفا كردنش با من
به ما درد دل افشا كن، مداوا كردنش با من

اگر گم كرده اي اي دل، كليد اسـتـجابــت را
بيا يك لحظه با ما باش، پيدا كردنش با مـن

اگر عمري گنه كردي مشو نوميد از رحمــت
تو تـوبـه نامه را بنويس، امضا كردنش با من


• از همتون حلاليت مي طلبم... نمي دونم چي بگم.. «حالي ست مرا كه نام آن شيدايي ست»......... فقط حلالم كنيد.. شنبه عازمم.. همتون رو دوست دارم و به خدا مي سپارمتون.............
دوشنبه ۸ اردیبهشت ،۱۳۸٢ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات ()
تگ ها: