يا ارحم الراحمين




اين متن رو يكي از دوستان خوبم نوشتن كه با اجازه شون ميذارم اينجا تا شما هم بخونيد... به اميد اينكه همه ما از منتظران واقعي ظهورش باشيم... نه فقط در گفتار بلكه از ته دل... يك جمعه ديگه هم اومد و رفت و ما همچنان چشم انتظار روي دوست....


آنچنان بر رخ تو شور تماشاست مرا
كه نگاهي به بلنــداي تمنـــــاست مرا


...............

آنهنگام که نامه اعمالمان را بر دست بلند ميکند و با دست ديگر اشک از ديدگان می گيرد
آنهنگام که از اعمال شيعيانش صورتش از شرم سرخ می شود
آنهنگام که دستانش برای طلب مغفرت بلند می شود تا به اشک و آه او قلمی کشيده شود بر نامه پر از گناهمان...
و هنگامی که ميگويد ياد شما را در دل دارم و صورتتان را بر نظر...
ننگ بر ما که لحظه ای و فقط لحظه ای در يادش نيستيم....
از او غافليم و زبانمان پر از خواستن و دلهامان خالی از ياد ...
ياد امامی که در غربت وتنهائی با ماست و ما حتی شرم دارم بگوييم اندکی آری حتی اندکی با او و يادش هستيم...
صحبتم از ياد او است صحبتم از حضوراو ست و صحبتم از فراق او ست...صحبتم از گريه است....آری گريه....
هنگامی که صادق اين خاندان ندبه را پيش چشمانمان قرار داد جای درد است که گريه کنندگان فراغش انقدر کم باشند.....
حال انکه شيعه امروزدردمندترين امت امروز در جهان است.....و انچنان بايد در فراقش گريست و ظهورش را خواست تا رشته فراق را گسست..!
شيعيان بايد همچو بنی اسرائيل که چهل روز ضجه زدند و گريه کردند چهل روز بی تاب حضورش شدند، چهل روز چشمشان خواب نديد و لبانشان لحظه ای از ذکر خالی نشد....تا موسی شان امد...
بايد که نه کم از انان که مانند انان بر فراق امامشان ناله کنند ضجه زنند که جان دادن هم......
به خدا مولايمان هر روز بيش از پيش غريبتر است وچشمانش اشکبار تر...من وتو راضی می شويم؟؟؟؟
شيعيان بياييد کم از بنی اسرائيل نباشيم ....!!!





شنبه ٢۸ دی ،۱۳۸۱ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات ()
تگ ها: