يا حق

سلام دوستان خوب و مهربانم

بعد از چند روز اومدم ... دلم خيلي تنگ شده بود... ولي خوب خيلي گرفتار بودم و نمي تونستم بيام اينجا... شرمنده همه دوستاني شدم كه برام پيغام گذاشته بودن و من نتونسته بودم جواب محبتهاشون رو بدم(هنوز هم نتونستم) ... به خدا شرمنده همتون هستم. ممنونم كه غريبستان من رو تنها نذاشتيد... همتون رو دوست دارم. چون نمي تونستم تك تك به وبلاگهاي باصفاي شما سر بزنم و جواب بدم، براي همين اينجا نامه نوشتم، كه هم تشكر كنم و هم معذرت خواهي... البته به همه شما سر زدم، آفلاين خوندم وبلاگهاتون رو، اما فرصت نكردم سلامي عرض كنم و محبتهاتون رو جواب بدم. انشاا... به خوبي خودتون مي بخشيد. از همتون التماس دعا دارم...
از زهراي نازنين به خاطر ديروز ممنونم،كلي تو زحمت افتاد، خيلي گله اين زهرا خانم. خوشحالم كه باهاش آشنا شدم. انشاا... خداوند عمر با عزت و سلامتي بهش بده. از پرياي عزيزم هم ممنونم كه باعث شد من با دوستان خوبم آشنا بشم(پريا جون دوستت دارم). از ديدن زينب خانم گل كه خيلي زيبا مي نويسه، پرواي عزيز كه متاسفم كه داره ميره... ، مهربان نازنين كه دوست دارم بيشتر نوشته هاشو بخونم، ياس مهربان كه واقعا خانمه و خيلي دوست داشتني، و هاله عزيز ، خيلي خيلي خوشحال شدم...

و ديگه اينكه، امروز با كلي اميد و آرزو! اومدم ، اما تو يه وبلاگ كه رفتم كلي حالم گرفته شد... كتيبه زخم، كه هميشه از خوندنش لبريز از يه حس غريب مي شدم و نوشته هاشون واقعا مرهمي بود براي زخم هاي من. و اميدوارم كه هرچه زودتر برگردند و دوباره ما رو مهمان نوشته هاي زيباشون كنن. آقا مرتضي ما منتظريم.

خوب ديگه من بايد برم... دعا كنيد خدا همه بيمارها رو شفاي خير بده.........
خدا حافظ و نگهدار همه شما باشه. انشاا... بتونم از خجالتتون دربيام. پاينده باشيد.



چهارشنبه ٢٧ آذر ،۱۳۸۱ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات ()
تگ ها: