يا خير الذاكرين

سلام...

باز هم يه روز ابري ديگه، ابرهاي خاكستري كه منتظرن تا بغضشون بتركه و اشكهاشون جاري بشه... واي باران، باران... (پريا جان ممنون)
گشت و گذار امروزم تو وبلاگهاي باصفاي دوستان چنان دلم رو لرزوند كه جاتون خالي، بدجوري داره تاپ تاپ مي كنه! يه حس عجيب دارم، انگار دل من هم ميخواد بباره...
واي! 27 روز از ماه مهماني گذشت... چقدر دلم گرفته... 1 ماه فرصت داشتم كه خودمو پيدا كنم، ولي هيچ كاري نكردم، حالا كه به آخر رسيده تازه يادم افتاده... !
ولي قربون خدا برم كه انقدر مهربونه، يك ماه ما رو سر سفره اش مهمان كرد، بي حساب بهمون بخشيد... دلهامون رو با نور عشقش روشن كرد، الهي اين نور تا هميشه در دلهامون بمونه و فقط مختص اين يك ماه نباشه... اي كاش بتونيم هميشه رمضاني باشيم‌! شما كه هستيد، مي دونم. براي اين دوست كوچك و سراپا تقصيرتون هم دعا كنيد...

«الهي ! در سر گريستني دارم دراز، ندانم ز حسرت گريم يا از ناز.
گريستن از حسرت بهر يتيم و گريستن شمع بهر ناز، از ناز گريستن چون بود، اين قصه ايست دراز.
الهي يك چند به ياد تو نازيدم، اينم بس كه صحبت تو ارزيدم.
الهي نه جز از ياد تو دل است و نه جز از يافت تو جان، پس بيدل و بيجان كي توان؟
الهي ياد تو در ميان دل و زبان است و مهر تو در ميان سر و جان.
الهي اداي شكر تو را هيچ زبان نيست و درياي فضل تو را هيچ كران نيست و سر حقيقت تو بر هيچكس عيان نيست، هدايت كن بر ما رهي كه بهتر از آن نيست.

يارب ز ره راســـت نشاني خواهم
از بادهء آب و خاك جــاني خواهم
از نعمت خود چو بهره مندم كردي
در شــــكرگزاريت زبـاني خواهم ......................»



•دوباره رفتم سراغ دفترچه قديمي... خدايا! قبولم كن!


«الهي به عشاق ديوانه ات
به مجنون صفاتان فرزانه ات»

به زخم دل بي كسان غمين
به خون دل عاشقان حزين

به آن آتش حفته در جان من
به آن درد ناكرده درمان من

به آن نيزه اي كز دو چشم نگار
نشاندي به دل اندرين شام تار

به آن چشم گريان كه در راه دوست
چنان اشك ريزد، چو مي در سبوست

به آن خسته مانده در ره قسم
به آن پرتو خفته در مه قسم

به آن دل كه درمانده و زار توست
به آن كس كه هردم گرفتار توست

به چشمي كه دائم به غم بنگرد
به دردي كه بي شك به دل ره برد

به آن باده خورده از دست دوست
به آن بي پناهي كه خود مست اوست

به آن نغمه پرداز عاشق ترين
به خون دل آن شقايق ترين

به آن رفته اندر ره كوي يار
به آن كس كه شد مرد اين كارزار

به شوق دل آن نكو رهروان
به اشك من خسته و ناتوان

«كه در كوي وصلت مرا راه ده»
دلي روشن و قلبي آگاه ده.....

• قسمتهاي داخل «»‌از الهي نامه مرحوم مهدي الهي قمشه اي ست.


التماس دعا
سه‌شنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸۱ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات ()
تگ ها: