يا غياث المستغيثين

سلام

دو روزي مسافر شهر خاطره هام بودم... از دوستان عزيز و مهرباني كه تو اين دو روز برام پيغام گذاشتن اما جوابي دريافت نكردن حسابي معذرت ميخوام. اين دو روز مهمون همشهريهاي قديمم بودم و دسترسي به اينترنت و وبلاگ و... نداشتم. شرمنده ام كرديد و اميدوارم يه روزي بتونم كمي از محبتهاتون رو جبران كنم... دلم براي همتون تنگ شده بود... انگار منم معتاد شدم، البته مي ارزه! چون دوستاي به اين خوبي پيدا كردم، دوستايي كه باعث آرامش و دلگرميم هستن. انشاا... خدا همتون رو حفظ كنه و بهتون سلامتي و سعادت عطا كنه... همتون رو دوست دارم و التماس دعا دارم... دم افطار فراموشم نكنيد......


باران بهانه است
چشمان من
براي باريدن
اشك را به استعاره گرفته اند...!!

خواهر كوچيكتون سارا

دوشنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸۱ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات ()
تگ ها: