یا لطیف

 

فردا  بزرگ ترین روز زندگی ماست. خیلی  خیلی بزرگ... 5 سال پیش توی یک همچین روزهای عزیزی... من و آقای همسر در معرض بزرگ ترین تصمیم زندگیمون قرار داشتیم.. تصمیمی که زندگیمون رو عوض می کرد و سرنوشتمون رو به هم پیوند می زد... تو روزی مثل فردا با امید به خدای این ماه عزیز و توسل به بنده پاکش، کریم اهل بیت، امام حسن مجتبی (ع) اولین قدم رو به سوی یکی شدن برداشتیم و با هم عهد بستیم...حالا 5 سال بعد از اون روزهای قشنگ، توی ایام مبارک ماه خدا، و درست توی همون روز عزیز (ولادت امام حسن مجتبی) خداوند بزرگ ترین هدیه زندگی مون رو بهمون خواهد داد و بزرگ ترین مسوولیت زندگی روی دوشمون قرار خواهد گرفت... از فردا ما وارد دنیای دیگه ای خواهیم شد که ماه هاست منتظریشم.... خداوند عزیز و مهربان فردا – انشاالله - یک فرشته کوچولو رو به ما هدیه میده و مسوولیت بزرگ نگهداری و تربیتش رو روی دوش ما قرار میده.... مسوولیتی که به حق همین روزهای عزیز از خدا میخوام من و آقای همسر به خوبی از پسش بربیایم و بتونیم این امانت الهی رو صالح و سالم بار بیاریم  و هیچوقت شرمنده پروردگارمون نشیم......

توی لحظه های افطار برامون دعا کنید ... دعا کنید که گل قشنگ ما به سلامتی به دنیا بیاد و با خودش، عشق و برکت رو به زندگی ما بیاره......

خدایا به امید خودت....

دوشنبه ٢٥ شهریور ،۱۳۸٧ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات ()
تگ ها: