یا نور النور

انگار همین دیروز بود....

انگار همین دیروز بود که اولین قول و قرارهای عاشقیمان را گذاشتیم...

انگار همین دیروز بود که مهمترین تصمیم زندگیمان را گرفتیم و خودمان را به دست های مهربان عشق سپردیم...

انگار همین دیروز بود که آرام آرام در نفسمهایم قدم زدی

و امروز هر نفسم از توست.....

حالا درست 3 سال از آن روز گذشته است...

سه سال از روزی که گفتمت:

"با آن که می ترسم

با آن که سخت مضطربم

باز با تو تا آخر دنیا خواهم آمد" *

حالا اما، نه ترسی هست ، نه اضطرابی .. وقتی تو همسفرم هستی....

امروز  - درست در سومین سالروز یکی شدنمان - فریاد می زنم که : تا آخر دنیا با تو خواهم آمد....... بی هیچ ترسی ... بی هیچ اضطرابی... همسفر ساده تمام رفتن هایم.....

* سید علی صالحی

 

یکشنبه ٥ آذر ،۱۳۸٥ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات ()
تگ ها: