يا اسمع السامعين

 

باز وقت دعا دل تو شکست

ساده، بی ادعا دل تو شکست

 

بی ریا، عاشقانه، بنده شدی

در حضور خدا، دل تو شکست

 

شست اشکت غبار کینه از او

مثل آیینه ها دل تو شکست

 

پاک و بیرنگ بود مثل حباب

شد تهی از هوا دل تو شکست

 

هیچکس جز خدا نشد آگاه

آنقدر بی صدا دل تو شکست

 

خوش به حال دل شکسته تو

باز وقت دعا دل تو شکست....

سه‌شنبه ٢۸ مهر ،۱۳۸۳ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات ()
تگ ها:

يا حبيب القلوب

اینجا نشسته ام و هی بیخودی باهاش کلنجار می روم...بابا جان زور که نیست حرفش نمی آید! این همه وقت پای حرفهایش ننشسته بودی این هم روی بقیه... بابا ول کن حوصله داری! اما انگار دلش می خواهد حرف بزند...یک جوری نگاه می کند دل آدم هری می ریزد! خوب حرف بزن عزیز من! حرف بزن....

- دیشب خوابش را دیدم... بدجوری نگرانم... هی می خواهم تماس بگیرم اما دستم به تلفن نمی رود. می گویی چکار کنم؟؟

- هیچی! گوشی را بردار، تماس بگیر .. هم خودت را راحت کن، هم من را! حالا  چه خوابی دیدی؟

- خواب دیدم باهام تماس گرفت.. کلی احوالپرسی کرد... حرف زدنش هم عادی بود... همه چی رو درست ادا می کرد، توی خواب هم از اینکه راحت حرف می زد خوشحال شده بودم... آخر حرفهاش گفت «منتظر 2 تا نامه بودم که به دستم رسید» پرسیدم نامه ها از کی بودن باباجون؟ گفت یکی از مادر حضرت علی اصغر(ع) یکی هم از امام سجاد (ع) .......... بعدش هم از خواب پریدم.........

 

 

کسی اینجا تعبیر خواب نمی دونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یه حالیم... هم آروم، هم بیقرار....... خدایا به امید خودت....

خوب بگذریم... این مدت اصلا فرصت نداشتم بنویسم... یه هفته هرشب مهمون داشتم (قدمشون روی چشم) هفته بعدش هیچ روزی خونه نبودم، بعد هم محمد مریض شد و حالا هم خودم!! این سرماخوردگی جدید که اومده خیلی ناجوره، آدم انقدر احساس ضعف می کنه که نمی تونه از جاش تکون بخوره... خلاصه مراقب خودتون باشید که نیاد سراغتون....

این کیبورد ما هم خراب شده... یعنی یه روز خرابه یه روز درسته... بعضی از دکمه هاش درست کار نمی کنن بعضی وقتها هم خودش درست میشه، نمی دونم چشه!! حالا درست الان که من لازمش دارم خرابه!!

 

یه خبر جدید هم بدم!

بازگشت محمد – رها (به قول خودش گیدورا ...) . بالاخره نوشت.....

 

یه چیز دیگه هم می خواستم بگم... یه لوگو کنار صفحه منه شاید خیلی هاتون دیده باشید... اما برای اونهایی که  هنوز ندیدن بگم که حتما برید و نشریه الکترونیکی «موازی» رو ببینید.... مطالب این نشریه در مورد دختر خانم ها و آقا پسرهاست... یادتون نره که نظر هم بدید......

 

خوب... ماه مبارک رمضان هم نزدیکه... پیشاپیش تبریک میگم. طاعات همگی قبول باشه انشاالله..ما رو هم دعا کنید... سالهای قبل یه برنامه ای داشتیم تو ماه رمضان (ختم قرآن) که پریای عزیز شروعش کرد و هر سال هم برگزار می شد... اما امسال نمی دونم می تونه یا نه... چون زیاد به کامپیوتر دسترسی نداره... الان هم که دیگه سرش شلوغه، وقت نداره... به هرحال امیدوارم امسال هم این جریان ادامه پیدا کنه.... تا خدا چی بخواد.......

 

خوب تا بعد... خدانگهدار همگیتون...

 

چهارشنبه ٢٢ مهر ،۱۳۸۳ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات ()
تگ ها: