يا اله العالمين

 

اي زمين و هفت گردون خاك تو

آســـــمان سرگشـــــــته ادراك تو

 

وعده تا بايد به حســرت زار زار

خـــون بگريد  بر سر تو ذوالفقار

 

يا علـــــي تو محو مطلق بوده اي

با تو حق بود وتو با حق بوده اي

 

يا علـــي باغ تو باري ديگر است

اين شكفتن در بهاري ديگر است

 

تو بزرگي خاك ميدان تــو نيست

آسمان را تاب جولان تــــو نيست

 

ازتو هرشب چشم حيراتي تراست

قدسيان را ذكر حيدر حيـــدر است

 

احمد عزيزي

  

یکشنبه ٢٥ آبان ،۱۳۸٢ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات ()
تگ ها:

يا انيس من لا انيس له

با تو ايمنم

و با تو سرشارم

از هرچه زيبايي ست.....

 

پناهم باش

تا سنگينی غربت

از شانه هايم فرو ريزد

و ملال تنهايی

از چشمهايم.....

 

من از دوردستها آمده ام

از كوچه هاي كودكي

از شهر رنگين قصه هاي پدر

-  در شبهاي كشدار زمستان

و از چشمان هستي بخش مادرم

كه تمام مهربانيش را

-  در نگاهش به من مي بخشيد..

 

باورم كن كه شعر در من

طغيان يگانگي ست

و حماسه دوست داشتن......

من ديگرگونه دوست مي دارم

و ديگرگونه يگانه ام

 

مرا تنها با من مي توان سنجيد

و تو را تنها با تو

كه سالهاست در جستجويت بوده ام....

 

تو را يافتم

و نهايت دوست داشتن را

- در تو تجربه كردم....

زماني كه چشمانت را فهميدم

عشق متولد شد

و دلم ترك برداشت....

 

با تو آبي مي بينم

تمام بينايي ام را

 

چشمانت

-   شكوه شكيبايي

گيسوانت

-   ادامه بارانها

و دلت

      -  ترانه درياهاست

 

زمزمه سرانگشتان باد

در خواب خوش گيسوانت

زيبايي شاعرانه ايست

كه دلم را به بازي مي گيرد

و نجابت كلامت

آنچنانكه

هر كلام ديگر را بي رنگ مي كند....

در چشم انداز هر كجاي طبيعت

تو را مي بينم

در چشمه، در رود، در دريا

در گل، در درخت، در جنگل

در دره، در دشت، در كوه

با اين همه

هنوز در تو حيرانم

كه تمامي عشقي در يك وجود

و تمامي آرزويي

در يك لباس..............

 

محمدرضا عبدالملكيان

 

 

سلام........

 

ميلاد با سعادت کريم اهل بيت امام حسن مجتبی(ع) بر همه شما مبارک باشه انشاالله....... البته با تاخير! انقدر شرمنده ام که ديگه خودم هم خجالت می کشم اظهار شرمندگی کنم! اما انشاالله به زودی از خجالت همه درميام... دلم برای همتون ، برای نوشته هاتون و درد دلهاتون و خونه های باصفاتون تنگ شده.... انشاالله به زودی يکم از محبتهاتون رو جبران می کنم (فقط بازم به يه فرصت نياز دارم!)... جبران کردنی که نيست اما خوب.... 

امشب شب خيلی مهمی تو زندگيم بود...... برام دعا کنيد..... دعا کنيد که از پسش بربيام! دعا کنيد قدرتش رو داشته باشم ..............

خدايا شکرت.... می دونی چی ازت ميخوام.... خودت کمکمون کن... خودت پشت و پناهمون باش.... مثل هميشه..... تو که هميشه هستی..... اين ماييم که نمی فهميم.... خودت کمک کن که بيشتر از قبل حضورت رو حس کنيم..... بيشتر از قبل بهت توکل کنيم.... بهت تکيه کنيم..... خدايا به اميد تو پا تو راهی گذاشتيم که خودت و پيامبرت خيلی مقدس دونستيد.... توکلمون فقط به خودته...... خدايا شکرت......

 

 

 

سه‌شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٢ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات ()
تگ ها:

يا رب الشهر الحرام

و بهاري ديگر در راه است..... بهار عشق....... بهاز معرفت..... بهار قلب ها..... و ضيافت الله.... «روزهاي خوب خدا، شبهاي نيايش و زمزمه، لحظه هاي تسبيح و تقديس، نفس هايي كه بوي ملكوت مي دهند و جان هايي كه به ضيافت گرسنگي مي روند....

يك ماه تمرين زلال شدن... با خدا آشتي كردن... به سمت روشن تقوا كوچيدن.... و چه فرصت گرانبهايي! رمضان بهار قلب هاست... بهار قرآن.... فرصتي است تا در شط شفاف قرآن شناور شويم و چشم در چشم آيات به تامل بنشينيم و فاصله دل تا خدا را اندازه بگيريم....

رمضان فرصت ناب معرفت است.... هنگامه عبور از راهي كه يازده ماه بي عبور مانده است.. راهي كه راست به بهشت ختم مي شود.....

روزه ، يك ماه تمرين ستيز و پرهيز است و پايان اين مبارزه فشرده، فرو ريختن زنجيرهاي عادت و گسستن رشته هاي خود تنيده بر دست و پاي روح و انديشه است.....

روزه، شكستن بت هاي عادت است... و شگفتا كه معني افطار و فطر نيز شكستن است... آن گونه روزه بگيريم كه در پايان ماه بر شكسته و ويرانه خويش، بنايي شكوهمند و تازه برپا كنيم.....»

 اي كاش دلهاي ما هميشه با رمضان پيوند داشت! و تنها همين يك ماه، ماه پالايش دل نبود... اي كاش هميشه و هر ماه ، رمضان بود..........

سلام.......

حلول ماه مبارك رمضان رو به همه شما تبريك ميگم... انشاالله از بركات اين ماه عزيز بهره مند بشيد... روزهاي عزيزي در پيش داريم.... انشاالله به ياري خدا بيشتر از قبل در خودمون تدبر كنيم.... خودمون رو محك بزنيم.....و از اين فرصت به دست آمده حداكثر استفاده رو ببريم.......

من واقعا شرمنده همه شما هستم! اين مدت گرفتار بودم و نتونستم آپديت كنم.... واقعا شرمنده ام! علتش رو بعدا انشاالله ميگم!!!

سال پيش تو همچين ايامي... يعني تو ايام ماه پر فيض رمضان كار قشنگي انجام شد كه باعث و بانيش پرياي عزيز بود.... دوستاني كه سال پيش بودن حتما يادشونه.... ختم قرآن ...... اميدوارم امسال هم اين كار قشنگ انجام بشه.... اينطوري دلهاي ما هم بيشتر به هم نزديك ميشه.... پريا جان.... دست به كار شو!!‌

آسيمه سر رسيدي از غربت بيابان
دلخسته ديدمت از آوار خيس باران
وامانده در تبي گنگ ناگه به من رسيدي
من خود شكسته از خود در فصل نااميدي
در بركه دو چشمت نه گريه و نه خنده
گم كرده راه شب را سرگشته چون پرنده
من ره به خلوت عشق هرگز نبرده بودم
پيدا نمي شدي تو، شايد كه مرده بودم
من با تو خو گرفتم، از خنده ات شكفتم
چشم تو شاعرم بود تا اين ترانه گفتم
در خلوت سرايم يكباره پر كشيدي
آنگاه اي پرنده بار دگر پريدي......

التماس دعا

 

یکشنبه ٤ آبان ،۱۳۸٢ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات ()
تگ ها: